تبليغاتX
قاصدک

قاصدک

عشق مثل شاپرک می مونه , اگه ولش کنی می پره , اگه محکم بگیریش می میره...

خدایا...

 

خدای مهربانم !

تو را می خوانم ...

صدایت می کنم ...

همیشه ..................... همیشه .......... ! .............

تنها تویی که نیازم را می دانی ...

باز هم تنها تویی که می دانی ...... تنها تکیه گاه زمین و آسمانم تویی !

اما این بار خدای مهربانم ... به شکلی دیگر تو را می خوانم !

این بار سکوت می کنم ...

در برابر هر چه هست و هر چه نیست !

و با صبری ژرف تر از همیشه که تمام وجودم را فرا گرفته منتظر می مانم !

می دانی که این صبر گویای چیست ؟! ...

بگویم ؟! ... یا می دانی ؟! ...

این صبر ژرف ...

گویای تمنایی ست از نهایت وجودم ! ...

گویای خواهشی ست که تو آن را می دانی ! ...

خدای خوبم ! ...

از تو پاسخی می خواهم به زیبایی مهری که همیشه به من داشته ای !

خدای من !

بیش از هر زمان دیگری به مهربانی ات چشم دوختم ! ...

خواهش می کنم مرا دریاب !

خواهش می کنم .

 

 


 

دلتنگی یاس در سه شنبه 1385/07/25 ساعت 14:9 |


یکی بود...

 

یکی بود، فقط همون یکی بود.

اون یکی هم قدیمها بود، ولی حالا خیلی وقته که دیگه نیست.

یا بهتر از اون، خیلی وقت بود که دیگه نبود.

این یکی هم قدیمها اینطوری نبود، برای خودش کسی بود...

ولی اون یکی همه چیزش رو ازش گرفته بود، حالا دیگه هیچی نبود.

حالا اون یکی بعد از مدتها برگشته.

 ظاهرا دوست نداشته کسی بفهمه ...

ولی این یکی که مدت زیادی منتظرش بوده، اومدنش رو خیلی راحت فهمیده.

آره... اون یکی برگشته ولی نه برای موندن.

اومده تا بقیه چیزهایی رو که برای این یکی مونده رو هم ازش بگیره.

هر چند سطحی، هر چند... .

حالا دیگه قصه یکی بود یکی نبود ما هم میشه

                                    یکی بود، کاشکی نبود

با توام، آره، خود خودت.

تویی که جواب معادله بودن ها و نبودن هات یه دنیا حسرت و دلتنگیه.

قلم من دست تو امانت، هر وقت فهمیدی کی بود و کی نبود، بیا اینجا و برای همه بنویس

کی کجا بود...

 


 

دلتنگی یاس در یکشنبه 1385/07/16 ساعت 10:49 |


تو...

 

چه قدر ساده و آرام،
چه قدر صبور و صميمی،
تو در من آميختی.
باور کن تو را در اولين نماز نخوانده جستجو کردم
که هنوز به قنوت گريه نرسيده سلامم دادی.
بعد...
من ماندم و دستان پر دعايی
که به آسمان پر استجابت چشمانت آویخته شد.
اصلا بيا و تو بگو...
تو بگو کدامين سو قبله ی من است!؟

 

 

گفتنی ها كم نيست،‌ اين بغض بی قرار نمی گذارد!!!

 


 

دلتنگی یاس در دوشنبه 1385/07/03 ساعت 18:30 |